[caption id="attachment_3196" align="alignnone" width="500"] سايت جديد ما https://n313.ir[/caption]
پ
پ

آیا امام علی (امامان علیهم السلام) بالاترند یا قرآن کریم؟ (فوق لیسانس- روانشناسی اسلامی / قم)

پایگاه پاسخگویی به سؤالات و شبهات (ایکس – شبهه): “بالاتر” یعنی چه؟ آیا ملاک  میزانی به جز تقرب به حق تعالی، برای تشخیص بالاتری وجود دارد؟ و می‌توان پرسید کدام یک از این دو، نزد خداوند متعال مقرب‌تر هستند؟!
در مقام مقایسه‌ی بین دو نفر، دو چیز و …، اگر هیچ کدام را درست نشناسیم و ندانیم که چه وجهی را با چه وجهی مقایسه می‌کنیم، چگونه می‌توانیم به نتیجه‌ی درستی دست یابیم؟!

قرآن مجید:

قرآن مجید چیست و در مقام مقایسه با اشخاص یا چیزهای دیگر، کدام وجه آن را در نظر می‌گیریم؟

●- آیا مقصود از قرآن کریم، ظاهر همین کتاب (چند صفحه بین دو جلد) است که در اختیار همگان قرار دارد؟! خب مگر می‌توان یک شیء را با یک انسان مقایسه نمود؟! چه سنخیتی بین یک کتاب با یک انسان وجود دارد که با هم مقایسه شوند؟! و مقام و ارزش کدام شی‌ای، بالاتر از انسان است؟! چه رسد به انسان کامل؟!
●- آیا مقصود از قرآن کریم، الفاظ استفاده شده در آیات و مفاهیم آنهاست؟! خب، این الفاظ به چه کسی بیان شده؟ چه کسی آن را فهم می‌کند، چه کسی ابلاغ می‌کند؟ چه کسی تعلیم می‌دهد؟ چه کسی می‌نویسد و چه کسی به زبان می‌آورد؟ آیا به غیر از انسان؟!
بنابر این، بدیهی است که انسان کامل، برتر از الفاظ و مفاهیم آنهاست، چرا که بر آنها احاطه یافته است.

امیرالمؤمنین (یا امامان علیهم السلام):

مقصود ما از امیرالمؤمنین، امام علی یا سایر اهل عصمت علیهم السلام، چیست؟

●- آیا ظاهر آنها را به عنوان یک بشر از نسل حضرت آدم ابوالبشر علیه السلام در نظر داریم؟
به پبامبرش صلوات الله علیه و آله فرمود: « قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ – بگو همانا من بشر مثل شما هستم / الکهف، ۱۱۰» و امامان از نسل ایشان نیز تفاوتی با ایشان و بالتبع سایر آحاد بشر ندارند.

●- یا آن که مقصود، صاحب و مصداق مقام خلیفة اللهی، ولایت و امامت است؟

مقایسه ظاهرها با باطن‌ها:

گاهی ظاهر با ظاهر مقایسه می‌شود، گاهی باطن با باطن مقایسه می‌گردد و گاهی ظاهری با باطنی مقایسه می‌گردد.
●- مقایسه‌ی ظاهر قرآن مجید با ظاهر امام علیه السلام، خطاست، چرا که سنخیت ماهوی بین کتاب و انسان وجود ندارد. یکی کتاب (شیء) است و دیگری انسان، و البته اگر قیاسی هم صورت پذیرد، انسان از شیء برتر است. چنان که در روایات فرموده‌اند: «گناه کسی که آبروی مؤمنی را بریزد، بیشتر از گناه کسی است که کعبه را ویران نماید و ویرانه‌اش را به آتش بکشد». و چنان که در جنگ صفین، وقتی ظاهر قرآن‌ها، برای نفاق و فریب بر سر نیزه می‌رود، امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرمایند: فریب نخورید، با آنها بجنگید، که «اَنَا اْلقُرآنُ النّاطق – منم قرآن ناطق».

نکته: در این جمله‌ی کوتاه و سه کلمه‌ای، دو مفهوم ژرف وجود دارد: اول آن که می‌فرمایند: «من خودم قرآن هستم» و دوم آن که می‌فرماید: «قرآن ناطق هستم» و بدیهی است که قرآن ناطق بر قرآن صامت ارجح است.

ظاهر فدای باطن می‌شود:

پس از یک سو شاهدیم که در جنگ صفین، فرمود: آن ظاهر (کتاب) باید فدای این باطن (ولایت و امامت و روح قرآن) شود – و متقابلاً در کربلا و عاشورا مشاهده کردیم که امام (سیدالشهداء علیه السلام) و بهترین انسان‌ها، ظاهرشان (جسم و بدن‌شان و عمر ظاهری دنیای‌شان) را فدای حفظ باطن قرآن کریم نمودند. چرا که باطن بر ظاهر همیشه ارجح است و ظواهر همیشه فدای بواطن می‌شوند. چنان که در عباداتی چون: نماز، روزه، حج، جهاد و …، زحمتی بر جسم و زمان ظاهری تحمیل می‌گردد تا باطن صاف و روح متعالی شود.

حقیقت قرآن کریم – حقیقت امام:

●- اما، در مقایسه‌ی باطن کتاب قرآن مجید با باطن امام علیه السلام، یا به تعبیر دیگری، حقیقت کلام‌الله با حقیقت امام، می‌بینیم که فرموده‌اند: «هر دو یکی هستند و از هم جدا نمی‌شوند و در قیامت نیز با هم به محضر شریف رسول خدا صلوات الله علیه و آله، وارد می‌شوند / حدیث ثقلین».
قرآن کریم، کلام الله است و امام (انسان کامل) کلمة الله است – قرآن کریم، اسم الله (نشانه علم و حکمت) خداوند سبحان می‌باشد و امام (انسان کامل) نیز اسم الله الاعظم می‌باشد. چنان که در زیارت مطلقه‌ی ایشان می‌خوانیم: «السَّلامُ عَلَى اسْمِ اللَّهِ الرَّضِيِّ» – و چنان که در قرآن کریم (کلام الله) می‌خوانیم: « وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا – و نام‌هاى نيكو به خدا اختصاص دارد پس او را با آنها بخوانيد/ الأعراف، ۱۸۰»؛ و امام صادق علیه السلام، در تفسیر و تأویل این آیه می‌فرمایند:
« نَحنُ وَاللهِ الأسماءُ الحُسنی الَّتی لا یَقبَلُ اللهُ مِنَ العِبادِ عَمَلاً الاّ بِمَعرفَتِنا » (اصول کافی/ ج۱/ ص ۱۴۳)
ترجمه: بخدا ما هستیم نام‌های نیک او که از بندگان هیچ عملی پذیرفته نمی‌شود جز به شناخت ما و چنان که پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، در خطبه غدیر خم فرمودند که سوره حمد، درباره من و علی و امامان نازل شده است، و تأکید نمودند که
«مَعاشِرَالنّاسِ، أَنَا صِراطُ الله الْمُسْتَقیمُ الَّذی أَمَرَکُمْ بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِی مِنْ بَعْدی. ثُمَّ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّةُ (الْهُدی)، یَهْدونَ إِلَی الْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلونَ.»
ترجمه: ای مردم! صراط مستقیم خداوند منم که شما را به پیروی آن امر فرموده. و پس از من علی است و آن گاه فرزندانم از نسل او، پیشوایان راه راستند که به درستی و راستی راهنمایند و به آن حکم و دعوت کنند.
●- و در همان خطبه به ده‌ها آیه اشاره نموده و فرمودند که در شأن امیرالمؤمنین علیه السلام است و قسم والله خوردند که سوره والعصر «الا الذین آمنوا و عمل الصالحات …» در مورد ایشان است و نیز تأکید کردند که در هیچ کجای قرآن کریم، لفظ “مؤمن” نیامده، مگر این که مقصود ایشان است.
تمامی انبیای الهی علیهم السلام “مبشر” به بشارت‌های الهی در فلاح بودند و فرمود که آن بشارت بزرگ، همان مودت اهل بیت علیهم السلام می‌باشد.

نتیجه:

بنابر این، حقیقت قرآن کریم، با حقیقت اهل عصمت علیهم السلام، یکی است. پس با هم مقایسه نمی‌شوند. چنان که هیچ چیزی با خودش مقایسه نمی‌شود.
هر دو، کلام الله هستند، هر دو اسم الله الاعظم هستند، هر دو عصمت دارند، هر دو برای هدایت هستند … و بالاخره آن که هر دو یک حقیقت هستند، منتهی در دو تجلی. یکی به قلم وحی، دیگری به قلم خَلق – یکی وجود حقیقی و خارجی، و دیگری شرح آن وجود به وسیله الفاظ، معانی و مفاهیم.
●- قرآن کریم، امام است و امام، قرآن کریم است – اسلام، امام است و امام، اسلام است – قرآن برهان است و امام، برهان است – قرآن حجت است و امام، حجت است – قرآن برای هدایت نازل شده است و امام هدایت کننده است – قرآن ذکر است و امام، ذکر است …؛ چنان که امام زمان، حضرت مهدی عجّ الله تعالی فرجه الشریف، در زیارت ناحیه‌ی مقدسه، بیان نمودند:
« فَالْوَیْلُ لِلْعُصاةِ الْفُسّاقِ، لَقَدْ قَتَلُوا بِقَتْلِک َ الإسْلامَ »
اى واى براین سرکشان گناهکار!، چه اینکه باکُشتنِ تو، اسلام را کُشتند؛
« وَ عَطَّلُوا الصَّلوةَ وَ الصِّیامَ ، وَ نَقَضُوا السُّنَنَ وَ الأحْکامَ »
و نماز و روزه را تعطیل (بی‌ثمر، بی‌نتیجه) کردند و سنت‌ها و احکام را نقض کردند؛
« وَ هَدَمُوا قَواعِدَ الاْیمانِ، وَ حَرَّفُوا ایاتِ الْقُرْءانِ »
و پایه‌هاىِ ایمان را منهدم نمودند، و آیاتِ قرآن را تحریف کردند (مثل تحریف معنا و حقیقت ولایت، امامت، خلافت و …، تا جایی که امام حسین علیه السلام را به نام اسلام بکشند، اما به امثال یزید، امیرالمؤمنین و خلیفة الله و … بگویند!)
[caption id="attachment_3196" align="alignnone" width="400"] سايت جديد ما https://n313.ir[/caption] سايت جديد ما https://n313.ir

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.